9 ماه شیرین
یاس خوش بو و قشنگم 9 ماهگیت مبارک !
مامی جونم 1 ماه دیگه هم گذشت و شما فردا وارد 10 ماهگی میشی ...
راستی عزیزم، چقدر خوشحالم که اسمتو یاسمین گذاشتیم .آخه هر چی که میگذره بیشتر داری شبیه گل یاس میشی !
3-4 روزه که وقتی دمر میشی میری روی زانوهات و فکر کنم بزودی چهار دست و پا بشی !
اونوقته که من درسته بخورمت قلمبههههههه من
ومیدونم که میخوای همه جا سرک بکشی
کلا 1 ماهی میشه که خیلی بازیگوش شدی و همش در حال تاب دادن خودت و تکون خوردنی ..مخصوصا موقع غذا خوردن ...همش داری با اون چشمای نازت اطراف رو نگاه میکنی و هنوز انگاری که همه چیز رو برای اولین باره که میبینی ...
فدای اون خنده های شیرینت بشم خوش اخلاق من 
الان که دارم این یادگاری رو برات مینویسم ساعت 1:10 صبح روز چهارشنبه 6 دیماه هست و داره بارون میاد .تو دختر خوشگلم هم نیم ساعت پیش بیدار شدی و رفتم بهت شبر دادم و دوباره خوابیدی .
آخخخخخخخ قربونت برم که به این ساعت بیدار شدن عادت کردی نفسم .
چون تا به امروز شبها همین موقع بهت شیر و شام میدادم و از امشب تصمیم گرفتم زودتر و ساعت 8-9 شب شامتو بدم که دیگه بخوابی ...
امشب از اون شبهاست که دلم نمیخواد بخوابم !
مامیت عاشققققققق بارونه . و وقتی بارون میاد بسیار روحش تازه میشه ...
امیدوارم تو هم بارون روو دوست داشته یاشی عسلم .
عسل مامان ، حنای بابا ، یاسی کوچولو خوابیده اینجا ...
خوشگل ناز مامانی چشماتو ببند ...
یاسی خانوم ، یاسی کوچول ،چشماتو ببند ...
..............
( این هم لالایی من در آوردی منه که از اون اوایل تا حالا بعضی وقتا برات میخونم و تو کاملا بهش گوش میدی و توجه میکنی )
یاسی عزیزم دوستت دارم خیلییییییی زیاد
مرسی که 9 ماهه با منی !


9 ماه شیرین
