YasminYasmin، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

ماه من * یاس من

این روزها ...

1391/10/16 0:07
نویسنده : مژده
194 بازدید
اشتراک گذاری

یاس خوشبو و نازم ، این روزها هوا خیلی سرد و آلوده هست !

از یک پنجره ، غبار سیاه و دلگیری که  تمام شهرو پوشونده میبینم و از یک پنجره دیگه بدنبال کوهی میگردم که وقتی هوا خوبه دیده میشه ،اما الان چندین روزه که هیچ اثری از این کوه بزرگ نیست که نیست !

و من هر بار که نمیتونم این کوه رو ببینم به شدت دلم میگیره و آهی از ته دلم بلند میشه .

چرا باید دختر نازنین من و تمام بچه های دیگه این دود و سیاهی و غبار رو نفس بکشن ؟؟؟ چرااااااا ؟؟؟؟؟

هر روز که میگذره بیشتر و بیشتر نتیجه میگیرم که دیگه این کشور  جای موندن نیست !

باید رفت .خیلی زود ! به هزارن دلیل گفته و نگفته ... هزاران دلیل دانسته و ندانسته

اینجا جاییه که حتی از فردا صبحت هم خبر نداری و مطمئن نیستی .

اینجا ایران است !

 

بگذریم ،

هفته پیش بردمت برای چکاپ 9 ماهگیت و خدا رو شکر همه چیز خوب بود . بجز وضع مزاجیت که الان حدود یک هفته است که بهم ریخته و من خیلی ناراحتتم ناراحت

دغدغه اصلیم شده چک کردن محتویات و مقدار و رنگ  ......... پوشک شماخنده

و اینکه چند سانت دهانت رو برای خوردن سوپ یا فرنی باز میکنی ! هر چه بیشتر باز کنی احساس شادی و شعف مامی رو شعله ورتر میکنی ...انگاری که بلندترین قله جهان رو فتح کردم !! باور کن راست میگم .احتمالا خیلی از مادرها این حرف منو درک میکنن ...

جمعه پیش، لمزی بودیم و اونروز برای اولین بار بود که بجای اینکه تو رستوران توی کریرت بشینی ،توی صندلی غذا نشوندیمت و تو چه ذوقی کردی و چه قدر خوشحال شدی ....قلب

من هم برای اینکه خوشحالیتو تکمیل کنم یه تیکه نون پیتزا دادم دستت ک ه سرگرم شی ...نمیدونم ، شاید اون نون آلوده بوده و تو رو بهم ریخته ... شایدم از سرلاکی بود که همون روز برای اولین بار بهت دادم .... هر چی که بوده داره منو ناراحت میکنه....فردا اگر دکترت باشه حتما میریم پیشش....

 

امروز هم رفتیم  نهار بخوریم و من دوباره یک تکه نون خوشمزه بهت دادم !!! و باز هم کلی سرگرم شدی و مثل خانومها نشسته بودی و آروم بودی .یه کفشتو هم در آورده بودی و توی دستت بود !بغلمامی فدای شما بشه  که دیگه برای ددر و گردش داری پایه میشی و همراهیمون میکنی و آرومی  ...

دوستت دارم ماچ

راستی ، چندروزیه که میری روی زانوت چند ثانیه میمونی و دوباره میخابی !!

فکر کنم دندونهای نیشت هم داره در میاد ..انگاری کمی ورم داره ... قربون اون دندونای موشیت برم دختر عجول من ...آخه چرا هولی مامی ؟؟؟ماچ

 

 

 

یاسی نازنینم ، خدا رو شکر که خودت خوب شدی ! البته یکبار دیگه هم بردیمت دکتر که  باز هم دکتر گفت احتمالا ویروسه و خودش خوب میشه ..... ( بعد از 18 روز خوب شدی ...)

خیلی نگرانت بودم پیشی مامانیماچآفرین که خوب شدی

اولین جشن تولد زندگیت رو هم روز 27 دی رفتی (جشن تولد راز ). البته فقط 1 ساعت اول بیدار بودی و بقیه رو خوابیدی !!!قلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)